تمامی مطالب مطابق قوانین جمهوری اسلامی ایران میباشد.درصورت مغایرت از گزارش پست استفاده کنید.

جستجو

سخنرانی تولد نور خلقت هستی محمد مصطفی (ص)و فرزندش امام صادق(ع)

    از تهمت های بزرگ و نابخشودنی که در طول تاریخ مخصوصاً سالهای اخیر از جانب غربیان و وابستگان و تاریک فکران داخلی آنها نسبت به پیامبر اکرم (ص) روا داشته شده است این امر است که پیامبر خاتم، پیامبر رحمت و رأفت را، پیامبر خشونت و خونریزی و قساوت معرّفی نموده اند.

    آنچه پیش رو دارید نگاهی است گذرا به برخی آیات و روایات و برخی کارکردهای آن حضرت که نشان دهنده نهایت رحمت و رأفت اوست. با توجه به این نکته که در سال وحدت ملی و انسجام اسلامی وجود مبارک پیامبر اکرم(ص) به عنوان الگوی رأفت و رحمت می تواند بزرگترین و برترین محور برای وحدت ملی و جهانی باشد.

    امام باقر ـ علیه السّلام ـ می‌فرمایند: ای جابر! اول مخلوقی که خداوند خلق فرمود محمّد و عترت هدایت شده آن حضرت بود. پس آنان اشباح نور در برابر خداوند بودند. جابر می‌گوید: به حضرت عرض کردم، اشباح چیست؟ فرمود: سایه نور، بدن‌های نوری، بدون روح که مؤید به روح یگانه و واحد بودند و آن روح القدس است.

    الف: قرآن و پیامبر رحمت.

    قرآن که کتابی است از طرف خداوندی که رحمت و سیع و بی پایانی دارد، خود نیز رحمت است و برای مردم، آیات فراوانی در این کتاب الهی وجود دارد که نشان می دهد قرآن رحمت و لطفی است در حق بشریت یک جای می فرماید: «بصائر للناس و هدیً و رحمةً ؛کتاب مایه بصیرت و عامل هدایت و رحمت» در جای دیگری می فرماید: «و آیة لهدیً و رحمةً للمؤمنین؛براستی قرآن مایه هدایت و رحمت برای مؤمنان است» این کتاب رحمت در جای جای متن خود از رحمت و رأفت و مهربانی و دلسوزی و نرمی پیامبر خاتم سخن به میان آورده است که به نمونه هایی اشاره می شود:

    1ـ رحمت برای جهانیان

    «و ما ارسلناک الّا رحمةً للعالمین؛ما تو را جز رحمتی برای جهانیان نفرستادیم.»

    عموم مردم دنیا از مؤمن و کافر از وجود با برکت او بهره بردند، و او رحمتی است برای تمام بشریت چرا که نشر آئینی را برعهده گرفته است که سبب نجات همگان است حال اگر گروهی از آن استفاده بردند، و گروهی استفاده نکردند این مربوط به خودشان است و تأثیری در عمومی بودن رحمت وجود او نمی کند، خود آن حضرت فرمود: «ایّها النّاس انّما انا رحمةٌ مهداةٌ؛ مردم! من فقط رحمت هدایت یافته ام.»

    وجود مبارک پیامبر اکرم(ص) نه تنها برای زمینیان رحمت است بلکه برای آسمانیان نیز رحمت است حدیث زیبا و جالبی این مسئله را تأیید می کند. حدیث این است هنگامی که آیه فوق نازل شد پیامبر رحمت از جبرئیل پرسید: «هل اصابک من هذه الرّحمة شی ءٌ؛ آیا چیزی از این رحمت عائد تو (هم) شد»؟ جبرئیل در پاسخ گفت: «نعم انّی کنت اخشی عاقبة امری فآمنت بک، لما اثنی اللّه علیّ بقوله عند ذی العرش مکین؛ من از پایان کار خویش بیمناک بودم، اما بخاطر (آیه ای که در قرآن نازل شده است بر) تو از وضع خود مطمئن شدم آنجا که خداوند مرا با این جمله مدح کرده است که صاحب قدرت (یعنی جبرئیل) در نزد خالق عرش بلند مقام و بلند مرتبه است.»

    در این باره غربیان نیز اعتراف دارند که تمدن و پیشرفت های علمی آنان مدیون و مرهون وجود اسلام و شخص پیامبر اکرم است به نمونه هایی در این زمینه توجه شود.

    1ـ «ژول لابوم» اندیشمند و نویسنده فرانسوی می گوید: «دانش و علم برای جهانیان از سوی مسلمانان به دست آمد و مسلمین علوم را از قرآنی که دریای دانش است گرفتند و نهرها از آن برای بشریت در جهان جاری ساختند.»

    2ـ «دینورت» می نویسد: «واجب است اعتراف کنیم علوم طبیعی و فلکی و ریاضیات که در اروپا رواج گرفت، عموماً از برکت تعلیمات قرآنی است و ما مدیون مسلمانانیم بلکه اروپا از این جهت شهری از اسلام است.»

    2ـ نرمی و ملایمت رمز موفقیت پیامبر(ص)

    برای پیشرفت اسلام و موفقیت پیامبر اکرم(ص) در بین اعراب خشن و عقب مانده دوران جاهلیّت عوامل متعددی نقش داشته است، از جمله می توان از عوامل ذیل نام برد.

    یک: قرآن به عنوان معجزه ماندگار الهی و وجود زیبایی ها، جاذبه ها، و شورانگیزی های غیرقابل توصیف آن و همین طور ژرفا و عمق غیر قابل وصف آن است.

    دو: تاریخ روشن توأم با صداقت و پاکی و امین بودن آن حضرت، به گونه ای که همان مشرکان لجوج او را «امین» خواندند، و حتّی بعد از بعثت نیز امانات خود را به او تحویل می دادند.

    سه: شخصیت ویژه و نوع رهبری رسول اکرم(ص).

    چهار: خلق و خوی و ملایمت و نرمی در رفتار پیامبر اکرم(ص).

    قرآن از بین عوامل فوق بیشترین تکیه را بر خلق و خوی پیامبر اکرم (ص) و ملایمت و نرمی او نموده است. یکجا می فرماید: «و انّک لعلی خلقٍ عظیم؛براستی تو دارای اخلاق عظیم و برجسته ای هستی.»

    در جای دیگر با صراحت رمز و راز موفقیّت او را در ملایمت و نرمی، مهربانی و شفقت او می داند و لذا فرمود: «فبما رحمةٍ من اللّه لنت لهم و لو کنت فظّاً غلیظ القلب لا نفضّوا من حولک فاعف عنهم و استغفر لهم و شاورهم فی الامر؛ای پیامبر! بخاطر رحمت الهی نسبت به آنها نرم (و مهربان) شدی و اگر خشن و سنگدل (و دارای خشونت) بودی از اطراف تو پراکنده می شدند، پس آنها را ببخش و برای آنها آمرزش بطلب، و در کارها، با آنان مشورت کن...»

    با آن همه نرمی و ملایمت حضرت باز قرآن به پیامبرش دستور می دهد: بیشتر نرمی و ملایمت نشان بده، آنها را ببخش برای آنها طلب آمرزش نما، و به آنها آن قدر احترام قائل باش و به آنها آن قدر شخصیّت بده و در کارها به آنها مشورت نما.

    <script>
     

    3ـ دعوت از طریق برهان و استدلال

    در طول تاریخ کسانی که اهل خشونت و زور و قلدری بوده اند هرگز اهل خرد و منطق و استدلال نبوده اند، بلکه هر کس خواست با منطق و برهان با آنها برخورد کند در جا خفه و نابود شد، ولی بر عکس پیامبران الهی عموماً و پیامبر خاتم خصوصاً هرگز دعوت خویش را با زور و اجبار بر مردم نقبولاند، که دین اجبار و اکراه بردار نیست، بلکه از طریق برهان و استدلال، منطق و جدال حسن، دعوت خویش را و مکتب الهی خود را معرفی نمودند، و وجدانهای بیدار و فطرت پاک نیز از قبول آن ابا نکردند، قرآن به اعلا صوت، به بلندای ابدیت اعلام فرمود که ای پیامبر مردم را با منطق و استدلال به سوی خدا و حق و حقیقت دعوت کن، آنجا که فرمود:

    «ادع الی سبیل ربک بالحکمة و الموعظة الحسنة و جادلهم بالّتی هی احسن؛ با حکمت و اندرز نیکو، به راه پروردگارت دعوت نما، و با آنها به روشی که نیکوتر است استدلال کن».

    4ـ بشارت دهنده و چراغ روشن

    «یا ایّها النّبیّ انا ارسلناک شاهداً و مبشّراً و نذیراً و داعیاً الی اللّه باذنه و سراجاً منیراً و بشّر المؤمنین بانّ لهم من اللّه فضلاً کبیراً؛ای پیامبر! ما تو را گواه فرستادیم و بشارت دهنده و انذار کننده و تو را دعوت کننده به سوی خدا به فرمان او قرار دادیم. و چراغی روشنی بخش و مؤمنان را بشارت ده که برای آنان از سوی خداوند فضل بزرگی است»

    خداوند در آیه به صراحت اعلام می کند که پیغمبر آمده که بشارت دهنده باشد و انذار کننده نسبت به گناهان و با منطق و استدلال به سوی خداوند و حق و حقیقت دعوت می کند هر کس پذیرفت بشارت دو چندان و فضل بزرگ را دریافت خواهد کرد و آن کس که بی راهه رفت خود ضرر کرده است و هرگز دستور به خشونت نداده است.

    ب: مروری به تاریخ زندگی آن حضرت

    مروری گذرا بر تاریخ 23 ساله رسالت آن حضرت بخوبی نشان می دهد که جز رحمت و رأفت و عفو و گذشت و در موارد لازم دفاع از خود در زندگی آن حضرت مشاهده نشده است و حتی دشمنان سرسخت او به این امر اعتراف و اذعان داشته اند.

    1ـ آغاز وحی با خواندن و آغاز دعوت با توحید.

    اولین آیاتی که بر آن حضرت نازل شد سخن از قلم و فرهنگسازی و دعوت می گوید: می فرماید: «بخوان به نام پروردگارت که جهان را آفرید کسی که انسان رااز خون بسته خلق کرد، بخوان و پروردگار تو گرامی است آنکه قلم را تعلیم داد و به آدمی آنچه را که نمی دانست آموخت» انسان خشونت طلب هرگز سخن از قلم و آگاهی و تعلیم به زبان نمی آورد. و اولین دعوت او به صورت علنی این بود که «قولوا لا اله الا اللّه تفلحوا؛ بگویید معبودی جز خدا نیست رستگار می شوید.

    2ـ سیزده سال قربانی خشونت

    پیامبر اکرم سیزده سال در مکه سپری کرد، سه سال آن را به صورت غیر علنی و سرّی مردم را به خدا دعوت و ده سال را علنی و آشکارا، در این دوران حضرت و یارانش بدترین و زشت ترین خشونتها را تحمّل کردند و هیچ کس پیدا نمی شود در این دوران که بگوید او و یارانش نه تنها خشونت طلب و خشونت خواه نبودند بلکه بدترین جسارت ها و شکنجه ها را از خشونت طلبان دیدند و تحمل نمودند، و آن روزی هم که بر این خشونتگران دست یافتند، ماندنی ترین عفو و گذشت را در حق آنها روا داشتند. آری نسبت به خود آن حضرت انواع و اقسام تهمت ها را مورد استفاده قرار دادند و از آزار و اذیت جسمانی او لحظه ای کوتاهی نکردند گاه او را سنگباران نمودند و گاه با خاک روبه و سیرابی حیوانات او را آزار دادند، و زمانی خار بر سر راه او کاشتند و دوره ای نیز او را در شعب ابی طالب با بدترین و فجیع ترین وضع در مدّت سه سال در محاصره اقتصادی قرار دادند.

    3 ـ هجرت برای فرار از خشونت

    وضع رقّت بار مسلمانان و شکنجه هایی که از ناحیه رؤسای خشونت، به آنها می رسید پیامبر را بر آن داشت که به مسلمانان اجازه هجرت دهد و به عنوان راهنمایی فرمود: «هر گاه به خاک حبشه سفر کنید، بسیار برای شما سودمند خواهد بود، زیرا بر اثر وجود یک زمامدار نیرومند و دادگر در آنجا به کسی ستم نمی شود و آنجا خاک درستی و پاکی است و شماها می توانید در آن خاک بسر ببرید، تا خدا فرجی برای شما پیش آید.»

    4ـ نخستین اقدامات در مدینه و نشانه های رأفت

    انسان رئوف و مهربان و یا خشن رقی القلب هر جا وارد شود از اولین اقداماتی که انجام می دهد بخوبی قابل تشخیص و شناخت است، و این قاعده را بخوبی می توان در رفتار پیغمبر اکرم(ص) مشاهده نمود، حضرت اولین اقدامی که در مدینه انجام داد ساخت مسجد مدینه بود به عنوان مرکز عبادت، و فراگیری مسائل اسلامی، چرا که مسجد تنها مرکز پرستش نبود بلکه تمام معارف و احکام اسلامی، اعم از آموزشی و پرورشی در آنجا گفته می شد، همه گونه تعلیمات دینی علمی، حتی امور مربوط به خواندن و نوشتن در آنجا انجام می گرفت تا آغاز قرن چهارم اسلامی غالباً مساجد، در غیر اوقات نماز حکم مدارس را داشت.

    این اقدام حضرت بخوبی نشان از رأفت و دلسوزی او دارد که در پی هدایت تعلیم و تربیت مردم است نه در پی چپاول و خونریزی و خشونت در حق آنان.

    دومین اقدام حضرت این بود که پیمان برادری بین مسلمانان به وجود آورد، با توجه به این که دو قبیله «اوس» و «خزرج» سالها با هم درگیر بودند پیامبر اکرم (ص) با ورود در مدینه مأمور گشت که مهاجرین و انصار را با یکدیگر برادر گرداند، لذا در یک جمع عمومی اعلام فرمود: که دو تا دو تا با یکدیگر برادر دینی شوید.

    5ـ جنگهای دفاعی و یا تحمیلی

    اگر کسی جنگهای پیامبر اکرم(ص) را نشانه خشونت طلبی او بداند باید گفت خیلی دور از انصاف و تاریخ قضاوت کرده است چرا که اکثر جنگهای آن حضرت دفاعی و تحمیلی بوده است. لذا در اولین جنگ مسلمین قرآن این مسئله را متذکر می شود که «اذن للّذین یقاتلون بانّهم ظلموا و انّ اللّه علی نصرهم لقدیر؛(28) به افرادی که مورد هجوم واقع شده اند اجازه دفاع داده شد زیرا آنان مظلوم و ستمدیده اند و خداوند به کمک و یاری آنان قادر و توانا است» در برخی از این جنگ ها مانند خندق و احزاب مشرکین تصمیم داشتند اسلام و مسلمین را از ریشه برکنند منتهی دفاع مسلمانان مانع از این عمل شد، یقیناً هر انسانی و حتی هر حیوانی دفاع از خویش را روا می دارد و آن را قابل تمجید و تأیید می داند.

    6ـ رأفت و گذشت در اوج قدرت

    پیامبر اکرم (ص) در روز دهم ماه رمضان سال هشتم هجرت با ده هزار نفر از مدینه به سوی مکه حرکت کرد و با نقشه خردمندانه مکه را به محاصره در آورد و بدون خونریزی دشمن را وادار به تسلیم نمود. از عواملی که به تحقق این هدف کمک شایانی نمود، علاوه بر مسئله «استتار» و «اصل غافلگیری» این بود که عباس عموی پیامبر بعنوان خیرخواهی برای قریش به سوی مکه رفت و ابوسفیان را به اردوگاه اسلام آورد و سران قریش بدون ابوسفیان نمی توانستند تصمیم قاطعی بگیرند. هنگامی که او در برابر عظمت بی سابقه اسلام سر تسلیم فرود آورد و ابراز ایمان نمود پیامبر از وجود او برای ارعاب مشرکان حداکثر استفاده را برد، چرا که ابوسفیان بعد از مشاهده نیروی ده هزار نفری مسلمانان به مکه برگشت و با رنگ پریده و بدن لرزان گفت: واحدهایی از ارتش اسلام که هیچ کس را تاب مقاومت آنان نیست شهر را محاصره کرده اند و چند لحظه دیگر وارد شهر می گردند پیشوای آنان محمد به من قول داده که هر کس به مسجد و محیط کعبه پناه ببرد، و یا اسلحه به زمین گذارد، در خانه خود را به عنوان بی طرفی ببندد و یا وارد خانه من و یا خانه «حکیم حزّام» گردد، جان ومال او محترم و از خطر مصون است.

    پیامبر به این نیز اکتفا نکرد، پس از ورود به مکه علاوه بر پناهگاههای سه گانه پرچمی به دست «عبدالله ختمی» داد و فرمود که فریاد کند: هر کس زیر پرچم او گرد آید در امان است.(29)

    سرانجام پیامبر اکرم وارد مسجد الحرام شد و دستور داد درب کعبه را باز کردند، و در حالی که دستهای خود را بر چهار چوبه های درب گذارده بود رو به مردم کرده چنین گفت: سپاس خدایی را که به وعده خود عمل نمود و بنده خود را کمک کرد و دشمنان را به تنهایی سرکوب ساخت.

    امروز بر شما ملامتی نیست

    سکوت تا کی بر محوطه مسجد و بیرون آن، حکفرما بود، نفسها در سینه ها حبس و افکار و تصوّرات مختلفی بر مغز و عقل مردم حکومت می کرد، مردم مکّه در این لحظات به یاد آن همه ظلم و ستم و بیدادگریهای خود افتاده فکرهای مختلفی می کردند.

    اکنون گروهی که چندین بار با پیامبر به نبرد خونین برخاسته، و جوانان و یاران او را به خاک و خون کشیده اند و سرانجام هم تصمیم گرفته بودند که شبانه به خانه بی پناه او بریزند، او را ریزه ریزه کنند، در چنگال قدرت پیامبر گرفتار شده، و پیامبر می تواند از آنان همه نوع انتقام بگیرد.

    این مردم با تذکّر جرائم بزرگ خود، به یکدیگر می گفتند: لابد همه ما را از دم تیغ خواهد گذراند، یا گروهی را کشته و گروهی را بازداشت خواهد نمود و زنان و اطفال ما را به اسارت خواهد کشید.

    آنان گرفتار افکار مختلف شیطانی بودند که ناگهان پیامبر با جمله های زیر سکوت آنها را شکست و چنین گفت: ماذا تقولون؟! و ماذا تظنّون؟! چه می گویید و درباره من چگونه فکر می کنید؟ مردم بهت زده و حیران و بیمناک، همگی با صدای لرزان و شکسته با توجّه به سابقه رأفت و گذشت پیامبر اکرم(ص) گفتند: ما جز خوبی و نیکی چیزی درباره تو نمی اندیشیم، ترا برادر بزرگوار خویش، و فرزند برادر بزرگوار خود می دانیم، پیامبر که بالطبع رئوف و مهربان و با گذشت بود وقتی با جمله های عاطفی آنان روبرو گردید چنین گفت: به شما می گویم: «لاتثریب علیکم الیوم یغفر اللّه لکم و هو ارحم الراحمین؛امروز بر شما ملامتی نیست، خدا گناهان شما را می آمرزد او مهربانترین مهربانان است.»(30) راستی این عمل جز از یک انسان رئوف و مهربان سر می زند؟ و آیا در رفتار او بویی از خشونت مشاهده می شود؟

    ریخ ولادت امام صادق(علیه السلام)

    1 - امام صادق(علیه السلام) در هنگام طلوع فجر روز جمعه 27 ربیع الاول سال 83 هـ ق در شهر مقدس مدینه به دنیا آمدند، پدر آن بزرگوار حضرت امام باقر(علیه السلام)، و مادر آن بزرگوار امّ فروه دختر قاسم بن محمد بن أبى بکر بودند.
    حضرت صادق جعفر بن محمد بن على بن الحسین(علیه السلام) از میان برادران خویش جانشین پدرش حضرت باقر(علیه السلام) بود، و وصى آن جناب بود که پس از او به امر امامت قیام نمود، و در فضل و دانش سر آمد همه برادران گشت، و از همه آنان نام آورتر، و در قدر و منزلت بالاتر، و در میان شیعه و سنى مقامش ارجمندتر بود، و به اندازه مردم از علوم آن حضرت نقل کرده اند که سخنانش توشه راه کاروانیان و مسافران و نام نامیش در هر شهر و دیار زبانزد مردمان گشته، و از هیچ یک از این خاندان علماء و دانشمندان بدان اندازه که از آن جناب حدیث نقل کرده از دیگرى نقل نکرده اند، و هیچ یک از اهل آثار و ناقلان اخبار بدان اندازه که از آن حضرت بهره بردند از دیگران بهره گیرى نکردند، زیرا اصحاب حدیث که نام راویان ثقات آن بزرگوار را جمع کرده اند با اختلاف در عقیده و گفتار شماره آن به چهار هزار نفر مى رسد. 
    و دلیل هاى روشن درباره امامت آن جناب به اندازه اى است که دل ها را حیران کرده و زبان دشمن را از خورده گیرى گنگ و لال ساخته.

    اسماء و القاب آن امام صادق(علیه السلام)

    2 - نام آن حضرت جعفر و لقب شاخص ایشان حضرت «صادق» است، اگر چه القاب دیگرى همانند فاضل و صابر، و طاهر هم داشته اند، لقب صادق را حضرت رسول اکرم(صلى الله علیه وآله) براى آن حضرت انتخاب فرمودند، مرحوم مجلسى در جلد 47 بحار الانوار صفحه 8 روایتى بدین مضمون نقل کرده است: 
    «امام زین العابدین(علیه السلام) از پدرش و او از جدش امیر المؤمنین(علیه السلام) نقل کرده که فرمود: پیامبر اکرم(صلى الله علیه وآله) فرمود: وقتى که فرزند من جعفر بن محمد بن على بن الحسین بن على بن ابى طالب متولد شد، او را صادق نام گذارید، زیرا در اولاد او کسى همنام او خواهد بود که به ناحق دعوى امامت مى کند، و او را کذاب خواهند گفت.

    فضائل و کرامات امام صادق(علیه السلام)

    3 - فضائل آن حضرت زیاده از آن است که در این مختصر احصا شود، لکن براى تیمن و تبرک به بعض آنها اشاره مى کنیم.
    مالک بن انس فقیه مدینه مى گوید: نزد امام صادق(علیه السلام) مى رفتم، آن حضرت براى نشستن من متکا مى گذاشت و احترام مى فرمود و ایشان نسبت به من محبت داشت، و این امر مرا بسیار خوشحال مى کرد و خداى را بر این نعمت شکر مى کردم. سپس مالک مى گوید: آن حضرت مردى بود که از سه حال خارج نبود: یا روزه بوده یا در حال نماز، و یا در حال ذکر خداوند، از بزرگان عبادت کنندگان، و در زهد سرآمد بود، از همان هایى که از خدا خوف و خشیت فراوان دارند.
    آن حضرت کثیر الحدیث، خوش مجلس، پر فایده بود. 
    هر زمانى که مى فرمود: «قال رسول الله(صلى الله علیه وآله)» گاهى رنگ آن حضرت کبود، و گاهى زرد مى شد، تا به جایى که گاهى شناخته نمى شد.

    شمه اى از کلمات امام صادق(علیه السلام)

    الف: از سخنان آن حضرت است که فرمود: این گونه نیست که هر کس قصد چیزى را کرد توانایى بر آن پیدا کند، و نه هر که توانایى انجام کارى پیدا کرد موفق بدان شود، و نه هر کس موفق شد آن را درست به دست آورد، پس هر گاه قصد و توانایى و رسیدن به هدف همه با هم فراهم شد، آنگاه اسباب سعادت فراهم شده است. ارشاد شیخ مفید(رحمه الله)، ج 25، ص 197.
    ب: و در باب توبه فرموده اند: به تأخیر انداختن توبه از فریفتگى به دنیاست، و بسیارى امروز و فردا کردن از حیرت و سرگردانى است، و بهانه جویى بر خدا موجب هلاکت است، و پافشارى و تکرار در گناه به علت ایمنى از مکر خدا است، و ایمن نشوند از مکر خدا جز زیانکاران. 
    ج: و از سخنان آن حضرت(علیه السلام) در وادار کردن مردم به دقت نظر در دین خدا و شناختن دوستان او است که مى فرماید: نیک نظر و دقت کنید در آنچه نادانى آن بر شما جایز و روا نیست، و براى خود خیر اندیشى کنید، و بکوشید در به دست آوردن آنچه در ندانستن آن بهانه و عذرى از شما پذیرفته نیست، زیرا در دین خدا ارکانى است که با جهل به آن ارکان کوشش در عبادت سودى ندارد، و هر که آن ها را شناخت معتقد و متدین به آنها شد میانه روى در عبادت به او زیان نزدند (مقصود شناختن امام و امامت است که کوشش در عبادت بدون شناسایى امام سودى ندارد، و میانه روى در عبادت با معرفت به امام زیانى ندارد) و براى هیچ کس راهى به شناسایى ارکان دین نیست جز آن که خداوند توفیق عنایت فرماید.
    د: و از آن حضرت نقل شده است که فرمود: همه دانش مردم را در چهار چیز یافتم،، اول: این که پروردگار خود را بشناسى، دوم: این که آنچه درباره تو انجام داده بدانى، سوم: این که آنچه از تو خواسته است بشناسى، چهارم: آنکه بدانى چه چیز تو را از دینت بیرون مى برد.
    معارف واجبه از این چهار قسم بیرون نیست زیرا نخستین چیزى که بر بنده واجب است شناختن پروردگارش مى باشد، و چون دانست که خدایى دارد واجب است کارهایى که خدا درباره اش انجام داده بداند، و چون آن را دانست نعمت خدا را شناخته است، و چون نعمت خدا را در وجود خویش شناخت واجب است شکر آن را انجام دهد، و چون بخواهد شکر آن نعمت را به جا آورد لازم است خواسته خدا را بداند که با انجام دادن آن پیرویش کند، و چون پیروى خدا بر او واجب شد باید بداند چه چیز است که او را از دین خدا بیرون برد تا از آن اجتناب ورزد، و در نتیجه اطاعت خدا و شکر نعمت هاى او را از روى اخلاص انجام خواهد داد.

     


    این مطلب تا کنون 67 بار بازدید شده است.
    ارسال شده در تاریخ شنبه 27 آذر 1395 [ گزارش پست ]
    منبع
    برچسب ها : , , , , , , , , , , , ,

پربازدیدترین مطالب

آمار امروز سه شنبه 2 آبان 1396

  • تعداد وبلاگ :55487
  • تعداد مطالب :161562
  • بازدید امروز :12744
  • بازدید داخلی :1013
  • کاربران حاضر :70
  • رباتهای جستجوگر:353
  • همه حاضرین :423

تگ های برتر