جستجو

تبلیغات



سخنرانی مفهوم فقر در عرفان عملی قسمت 71

    mce-style="font-family: 'Mitra Bold'; font-size: 18px;" style="font-family: "Mitra Bold"; font-size: 18px;">معنای لغوی فقر:

    فقر دلالت دارد بر فراخی و گشودگی در چیزی مانند: عضو بدن و از این ریشه است. کلمه«فقار» به معنی مُهره های پشت بدن چون بین آن ه ا شکاف و فاصله است، و فقیر به کسی گفته می شود که ستون فقرات پشتش به وسیله ذلت و بیچارگی شکسته است. فقیر در نزد عرب به معنی محتاج است. راغب در مفردات در معانی مختلف فقر می گوید: فقر به چهار وجه استعمال می شود:
    1- وجود حاجت و نیاز ضروری و این نیاز و حاجت در همه جهات برای انسان تا زمانی که در دنیا هست موجود می باشد و بلکه در همه موجودات این حاجت و نیاز هست و بر این معناست گفتار حق تعالی: یا ایها الناس انتم الفقراء الی الله؛ ای مردم شما همه به خدا فقیر و محتاجید1 
    2- نداشتن اندوخته های عادی و بر این معناست آن چه که ذکر شده است. در گفتار خداوند تبارک و تعالی: للفقراء الذین احصروا فی سبیل الله لایستطیعون ضرباً فی الارض2 صدقات مخصوص فقیرانی است که در راه خدا ناتوان و بیچاره اند و توانایی آن که کاری پیش گیرند ندارند. 
    3- فقر نفس و آن عبارت است از حرص و آزی که نفس دارد و این معنا مراد و منظور است در گفتار حضرت ختمی مرتبت محمد مصطفی(ص) که فرمود: کاد الفقر ان یکون کفراً؛ نزدیک است که فقر به کفر بیانجامد که این در مقابل غنای نفس است.
    4- فقر الی الله که بدان اشاره شده است در گفتار رسول اکرم(ص): خدایا مرا به واسطه فقر به خودت غنی گردان و مرا به واسطه استغنای از خودت فقیر مگردان.

     

    فقر از دیدگاه قرآن:

    فقر به عنوان عامل منفی: در قرآن کریم فقر به عنوان عامل منفی در زندگی انسان معرفی شده است لذا می بینیم، خداوند به پیامبر اکرم(ص) می فرماید: وجدک عائلاً فاغنی3 خداوند تو را فقیر یافت، سپس توانگر نمود. یعنی خداوند بر پیامبر منّت نهاده و او را از حالت فقر در آورده و غنی می نماید. اگر فقیر بودن و فقر ارزش بود، غنی کردن پیامبر نمی توانست به عنوان یک ارزش باشد که خداوند بر او منت گذارد و جالب این که در آیه ای دیگر در همین سوره می فرماید: و وجدک ضالاً فهدی4 خداوند تو را گمراه یافت و سپس هدایت کرد. با توجه به این آیه معلوم می گردد که قرآن علاوه بر فقر مادی، فقر فکری را هم سبب گمراهی و ضلالت می داند.

    هم چنین ضد ارزش بودن فقر را از آیه ای دیگر که شیطان همراه با وعده به  فقر امر به فحشا می نماید، می توان دریافت: الشیطان یعدکم الفقر و یأمرکم بالفحشاء 5 شیطان کسی است که به شما وعده فقر می دهد و امر می کند شما را به فحشاء. در آیه قبل از این آیه آمده: «ای اهل ایمان انفاق کنید از بهترین آن چه بدست می آوردید و از آن چه برای شما از زمین می رویانیم و بدها را برای انفاق معین نکنید و بدانید که خدا بی نیاز و به ذات خود ستوده صفات است.» بعضی از مردم در مورد انفاق ممکن است وسوسه شوند که اگر اموال شان را در راه خدا بدهند، شاید خود تهیدست شوند. «این شیطان است که شما را وسوسه می نماید که اگر مال خوب خود را انفاق نمایید، فقیر و محتاج می گردید.» لذا شما را دستور می دهد به انجام کارهای زشت، نظیر بخل و ندادن زکات و یا دادن جنس نامرغوب ولی خدا شما را وعده می دهد که اگر انفاق کنید، مغفرت و آمرزش از گناهان شامل شما خواهد شد. پس شیطان وعده فقر می دهد و خدا وعده به مغفرت و فزونی، اما شیطان مفلس است و وعده افلاس می دهد. ولی خدای تعالی توانگر است و وعده شیطان را نادیده گرفت و در آیه دیگر می فرماید: و نرید ان نمن علی الذین استضعفوا فی الارض و نجعلهم ائمة...6 در این جا واژه مستضعف از ماده ضعف است اما چون به باب استفعال برده شده به معنای کسی است که او را به ضعف کشانده اند. البته مستضعف انواع و اقسامی دارد از جمله کسی که فقر فکری، فرهنگی، اخلاقی، سیاسی دارد. از آن تعبیر به مستضعف شده است. بدون شک جباران مستکبر قبل از هر چیز سعی می کند قربانیان خود را به استضعاف فکری و فرهنگی و سپس به استضعاف اقتصادی بکشانند تا قدرت و توانی برای آن ها باقی نمانده و فکر قیام و گرفتن زمام حکومت را در دست و مغز خود نپرورانند. در طول تاریخ همه جباران چنین بوده اند. آن جا که نمی توانسته اند مردان را بکشند، مردانگی را می کشته اند و با پخش وسائل فساد، مواد مخدر، توسعه فحشا و بی بند و باری جنسی و انواع سرگرمی های ناسالم، روح  شهامت و سلحشوری و ایمان را خفه نموده تا بتوانند با خیالی آسوده به حکومت خودکامه خویش ادامه دهند. اما  پیامبران الهی مخصوصاً پیامبر اسلام(ص) سعی داشتند نیروهای خفته جوانان را بیدار و آزاد نموده و حتی به زنان درس مردانگی بیاموزند و آنان را در صف مردان در برابر مستکبران قرار دهند.

    فقر در غرفان

    فقر یعنی عدم تملک اسباب و فقیر کسی است که مالک نباشد و از آن روگردان باشد. از آن‌جا که مقام فقر به دنبال زهد است و زهد رغبت نداشتن به غیر بود، آن‌که به غیر رغبت ندارد، از آن فرا آویزد و در او نیاویزد؛ نه ملک دارد و نه اسباب تملک و بدان‌چه خدای حکم کرده باشد تن دهد، چنان‌که رویم را پرسیدند از صفت درویشی، گفت: تن به حکم خدای دادن.

    فقر خالی بودن از همه احکام غیریت حتی از دیدن خلوّ و از نفی دیدن آن خلوّ.فقیر آن است که در حال نایافتْ خوش دل بود و چون بیابد ایثار کند.

    مظفر کرمانشاهانی گوید: درویش آن بود که او را به خدای حاجت نبود. استاد امام گوید: اندرین لفظ اشکالاتی است، هرکه بر وصف غفلت سماع کند و اشارت او اندرین آن است که از مطالبات بیفتاده باشد و اختیار خویش با یک‌سو نهاده و بدان‌چه حق تعالی همی داند، رضا داده باشد.

    ابن خفیف گوید: درویشی، نیستی ملک بود و بیرون آمدن از صفات.

    مسوحی گوید: درویشی آن است که خویشتن را هیچ حاجت نبیند و به هیچ چیز از سبب‌ها.

    حاصل آن‌که به‌خاطر مراتب مختلف فقر و فقرا، تعریف آن نیز متعدد و متفاوت است. نداشتن درهم و دیناری و به پلاسی بسنده کردن و دست تهی داشتن، فقر است.

    «ابن جلا را پرسیدند از درویشی، گفت: خاموش بود تا بیرون شد و باز آمد، پس گفت: چهار دانگ بود مرا، شرم داشتم که اندر فقر سخن گویم. بیرون شدم و خرج کردم. پس بنشست و از فقر سخن گفت.[

    چنان‌که داشتن و مالک نبودن و مالک را خدا دانستن نیز فقر است، نداشتن طلب و حاجت نیز فقر است؛ دل تهی بودن نیز فقر است. پس می‌توان مفهوم جامع فقر را تهی بودن دانست، خواه دست تهی باشد، خواه صفت تهی باشد، خواه ذات تهی باشد و نیز خواه چشم تهی باشد، خواه دل.

    با توجه به معنای فقر که ذو مراتب است،  «فقر را اسمی و رسمی و حقیقتی است. اسم فقر: عدم تملّک است با وجود عدم رغبت. رسم فقر: عدم تملک است با وجود زهد. حقیقت فقر: عدم امکان تملک است.»

    آن‌که ملک و مالی ندارد و تهیدست است ولی دل او تهی نیست، بدانچه ندارد راغب است. تنها اسم فقر را دارد، نه بیشتر.

    آن‌که چیزی ندارد و نمی‌خواهد که داشته باشد و از آن‌چه ندارد روگردان است ولی اسباب تملک و توان مالک شدن دارد و از انتساب چیزی به او پرهیز ندارد، در فقر غنی است و از آن برخوردارتر، از این‌رو رسم فقر را نیز دارد.

    بررسی فقر از دیدگاه نهج البلاغه:

    حضرت علی(ع) در مورد علل فقر می فرمایند: ان الله سبحانه فرض فی الاموال الاغنیاء اقوات الفقراء فما جاع فقیر الا بما منع به غنی والله تعالی سائلهم عن ذالک 7
    همانا خدای سبحان روزی فقرا را در اموال سرمایه داران قرار داده است، پس فقیری گرسنه نمی ماند جز به کامیابی توانگران و خداوند از آنان درباره گرسنگی گرسنگان خواهد پرسید.

    ره آورد شوم فقر

    حضرت علی(ع) خطاب به فرزندشان محمد حنفیه سفارش نمودند: ای فرزند! من از تهیدستی بر تو هراسناکم، از فقر به خدا پناه ببر که همانا فقر دین انسان را ناقص و عقل را سرگردان و عامل دشمنی است.8

    ضرورت فقر زدائی

    آن حضرت هم چنین می فرمایند: خدایا آبرویم را با بی نیازی نگهدار و با تنگدستی شخصیت مرا لکه دار مفرما که از روزی خواران تو روزی خواهم و از بدکاران عفو و بخشش طلبم! مرا در ستودن آن کس که به من عطایی فرمود موفق فرما و در نکوهش آن کس که از من دریغ داشت، در صورتی که در پشت پرده اختیار هر بخشش و دریغی در دست توست و تو بر همه چیز توانایی.9

    <script>
    خطرات فقر برای عقل و دین و حکمت

    آن حضرت می فرمایند: فقر، مرگی بزرگ است.10 و در کلام دیگری می فرماید: هر کس به فقر مبتلا گردد به چهار خصلت گرفتار شود: ضعف تعیین، نقصان عقل، سستی دین و کم حیایی. پس باید از فقر به خدا پناه برد.11

    فقر حالتی اضطراری

    از نظر قرآن اگر فقر برای فردی یا جمعی پیش آید باید حالتی اضطرای تلقی نمود، که لازم است به زودی رفع گردد. و نباید کسانی در جامعه اسلامی برای همیشه فقیر باشند، بلکه باید خود فرد فقیر و افراد جامعه تلاش نموده تا فقر را بزودی برطرف و از عواقب بد آن مصون بمانند. خداوند در آیه 28 سوره توبه می فرماید: «اگر از فقر می ترسید، خداوند آن را بزودی برطرف نموده و شما را غنی می سازد.» از  این جا معلوم می گردد باید برای برطرف نمودن فقر تلاش و آن را دور نماییم و گرنه قرآن می فرمود: شما نباید بترسید و باید با فقر بسازید. در احادیث فراوانی از فقر به خداوند پناه برده شده و این نشان دهنده آن است که شر فقر زیاد است. در کتب اهل سنت از قول پیامبر اکرم(ص) استعاذه به خدا از فقر نقل شده است. از جمله پیامبر(ص) می فرمودند: «اللهم انی اعوذبک من الکفر و الفقر و عذاب القبر» از روایت معلوم می گردد که کفر و عذاب قبر با فقر در ارتباط می باشد. چه بسا فقر اقتصادی منجر به فقر فرهنگی هم گردیده و فرد فقیر آن قدر در سختی و فشار قرار گیرد که حتی به دنبال دستورات دین و مکتب خود نتواند برود و دست به هر گناهی بیالاید و دچار هر منکر و فحشایی گردد. حضرت علی(ع) خطاب به امام حسن(ع) می فرماید: (ای فرزندم) انسانی را که به دنبال بدست آوردن غذای خویش است سرزنش مکن زیرا کسی که قوت و غذایش فراهم نباشد، خطا و لغزشش زیاد است.12 و در جای دیگر آمده: کسی که به فقر مبتلا گشت به کمی حیا و آبرو نیز مبتلا می گردد.13می بینیم فقر در همه زمان ها مطرود و مورد تنفر بوده و این که باید فقر ریشه کن شود امری است ثابت. امروزه در جهان علم و تکنولوژی یکی از مهم ترین عوامل فقر ملل عقب افتاده، درصد بالای بیسوادی و به عبارتی فقر فرهنگی می باشد که اگر بخشی از کمک های مالی صرف آموزش افراد فقیر گردد، به مراتب نتایج بهتری می دهد تا در امور مالی آن صرف گردد. ظهر الفساد فی البر و البحر بما کسبت ایدی الناس لیذیقهم... بعض الذی عملوا لعهم یرجعون14 فساد و پریشانی به کرده بد خود مردم در همه بر و بحر زمین پدید آمد تا ما هم کیفر بعضی اعمال شان را به آن ها بچشانیم باش که«از گنه پشیمان» باز گردند. و یا: و ما اصابکم مصیبة فیما کسبت ایدیکم و بعضوا عن کثیر
    و آن چه از رنج و مصائب به شما رسد همه از دست اعمال زشت خود شماست در صورتی که خدا بسیاری از اعمال بد را عفو می کند.

    پی نوشت ها: 
    1- سوره فاطر، آیه 25. 
    2- سوره بقره، آیه 273. 
    3- سوره ضحی، آیه 8. 
    4- سوره ضحی، آیه 7. 
    5- سوره بقره، آیه 268. 
    6- سوره قصص، آیه 5. 
    7- نهج البلاغه، حکمت 328. 
    8- همان، حکمت 319. 
    9- همان، خطبه 225. 
    10- همان، حکمت 163. 
    11- اندیشه حوزه، سال هفتم، شماره 2. 
    12- محمد باقر مجلسی، بحار الانوار، ج72، حدیث 58. 
    13- همان، ج73، حدیث 58. 
    14- سوره روم، آیه 41.

    منبع: مدرسه علمیه نرجس


    این مطلب تا کنون 34 بار بازدید شده است.
    ارسال شده در تاریخ سه شنبه 14 دي 1395
    منبع
    برچسب ها : فقیر ,خداوند ,سوره ,گردد ,وعده ,فرماید ,باشد، خواه ,اسباب تملک ,پیامبر اکرم ,بزودی برطرف ,سوره بقره، ,font family mitra ,
    سخنرانی مفهوم فقر در عرفان عملی قسمت 71

تبلیغات


    تبلیغات شما در این قسمت

پربازدیدترین مطالب

آمار امروز سه شنبه 8 فروردين 1396

تبلیغات

محل نمایش تبلیغات شما

تبلیغات

محل نمایش تبلیغات شما

آخرین کلمات جستجو شده

تگ های برتر